هرسال هزاران دانشجو از کشورهای مختلف به پاکستان می آیند، تحصیل می کنند و یا به هر حال موقعیت های کاری یا ازدواج پیدا می کنند و یا به کشورشان باز می گردند. طرز تفکر نگرش و دیدگاه ها نسبت به پاکستان کاملا متفاوت است. با این اوصاف، من به پاکستان با دید علمی نگاه نکردم و نخواهم کرد. هرچند که دانشگاه های پاکستان از سطح علمی و آموزشی خوبی برخوردار است.

دقیقا 25 دسامبر 2011 پرواز من به سمت لاهور پاکستان بود. ولی تا لحظه ی پرواز نگران از سرنوشت و انتخاب من بودند. زمانی که هواپیما پرواز کرد، اشک هایم بی اختیار جاری شدند. اشک شوق به همراه یک دنیا، امید و آرزو.

روزی که وارد لاهور شدم، همزمان با تعطیلات کریسمس بود. برایم بسیار جالب بود که در کشوری مسلمان، چه زیبا به مذهب دیگری احترام می گذارند. تعطیلی تولد حضرت عیسی مسیح وچند روز تعطیلی دیگر به مناسبت کریسمس. و کل شهر شور و حال خاصی داشت و چراغانی بود.

همان طور که گفتم ورود من به لاهور پر از شگفتی و ناباوری بود. خیابان های پر از رفت و آمد، مخصوصا . دیدن ریکشا (سه چرخ برای حمل و نقل عمومی) برای اولین بار خیلی هیجان انگیز بود

مردمانی با لباس هایی به رنگ روشن و رنگارنگ و زیبا. دیدن سطح بسیار بالایی از زندگی مدرن در بعضی نقاط سطح شهر، پاساژها و مغازه های زیبا و مدرن و مملو از برندهای مختلف از سراسر دنیا.

داشتن طبیعتی زیبا ، سرسبز و زنده در شهر، که کانال بزرگ   Lahore Canalدر وسط شهر در جریان بود. اصلا باورکردنی نبود که لاهور چنین زیبا و مدرن باشد.

در کل شهر لاهور میتوان چیزهای دیدنی و جذاب زیادی پیدا کرد که مربوط به ملیتهای مختلف میباشد .

از جمله یکی از محبوب ترین مناطق ، شهرک بسیار زیبای بحریا تاون هست که حدود نیم ساعت با ماشین از لاهور فاصله دارد.برج ایفل ، شگفتیهای اهرام مصر، مسجد ایا صوفیه و…. جلوه نمایی خاصی در این شهرک دارد، که اصولا آخر هفته ها ودر جشنهای ملی ، مذهبی مردمان زیادی را جذب خود میکند .

منبع: سفرنامه کامل: از زویا تا واقعیت بیش از 28 سال طول کشید

Share it
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *